سلام . امیدوارم حال همه ی عزیزان خوب باشه .
متاسفیم که دیر به دیر آپ میکنیم ولی مشکل از ما نیست به قول همون دوست که اعتراض کردن مبنی بر نذاشتن مطلب ما ۱۴ تا نویسنده هستیم ولی بیشتر از ۳ یا ۴ نفر تا حالا مطلب نگذاشتند . ولی خب منم امروز خواستم یه آپ کوچولو بکنم . امیدوارم نویسندگان دیگر هم مرحمتی بکنن . هم اکنون نیازمند یاری آپتان هستیم . با تشکر ...
مناجات یک شیمیست
ای کاش حلال یاد تو ، مرا از ناخالصیهای وجودم (مثل غرور ، خودخواهی و...) جدا کند و ای کاش بتوانم به همه دنیا بگویم که تو زیباترین حقیقتی هستی که میتوان به آن رسید. وجود نامتناهی تو در هر طیفی پیداست و آنچه که مولکولهای هستی را به هم پیوند میدهد، تنها به دلیل عشق پیوستن به توست. ای نور جاوید و ای منبع امید ، مرا از عشق پیوستن به خودت هیچگاه بینیاز مکن.
تعریف دانشمندان از علوم
تا بحال از خود پرسیدهاید که علم چیست؟ اگر از یک پزشک بپرسند علم چیست، میگوید طب و یا زیست شناسی. اگر از یک شیمیست این سوال را بپرسند، همان جمله معروف پاولینگ را بیان میکند و خدا نکند این سوال را از یک فیزیکدان بپرسند. میدانید چه جوابی میدهد؟ یکی از بزرگان فیزیکدان میفرمود، شیمی
الکترون مدار آخر فیزیک است!
خب الان مطلب پائینی رو که یکی از دوستان عزیزم پروین تیموری ( مسئول قبلی و البته سرور الان هیگز ) به من جهت قرار دادن تو وبلاگ دادن را بخونین . ضرر نمیکنین خیلی مطالب خوبی هستن ...
۱) کوچکترین بخش از زمان که امکان اندازه گیری آن وجود دارد :
۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۱/۰ یک ثانیه است این رقم ششصد میلیون میلیارد میلیارد میلیارد میلیاردم یک دقیقه است . این جزء ریزه میزه زمان "زمان پلانک" نام دارد .
۲) اگر روزی شما را در غاری کاملا" تاریک زندانی کنند و ورودی و خروجی های آن را کاملا" مسدود کنند چه بلایی سرتان می آید ؟! اصلا" شما داوطلب به انجام چنین آزمایشی هستین ؟ این آزمایش به این خاطر انجام می شود که معلوم شود در نبود نشانه های گذشت زمان، بدن چگونه با شرایط جدید کنار می آید . در سال ۱۹۸۹ زنی با نام استفانی فولینی را در غاری در نیو مکزیکوی ایالات متحده رها کردند . این زن به مدت ۱۸ هفته در آنجا زندگی کرد و بدون اینکه خودش متوجه شود طرحی از شبانه روز در ذهنش شکل گرفته بود که طول آن ۲۸ ساعت بود . بعد از ۶ هفته او حس زمان را کاملا" از دست داد و کم کم عادت کرد که پشت سر هم ۳۰ ساعت بیدار بماند . جالبه مگه نه؟!
۳) بعضی از دانشمندان معتقدند که زمان برای آدم های پیر زود تر سپری میشود . آنها معتقدند که شاید با پیر شدن آفراد مغز آنها کندتر کار میکند و اینطور به نظر می آید که وقایع در مقایسه با جوان تر ها برای آنها تندتر روی میدهند ، بنابر این به نظرشان می آید که زمان سریعتر میگذرد . این بار که در مجالس نشستید به حرف های افراد مسن به دقت گوش دهید و. آیا میتوانید این ادعا را تصدیق کنید؟!!
۴) جانداران سریعتر مثل مگسها ، ممکن است گذشت زمان را حتی از بچه ها نیز کندتر ببیند . برخی از دانشمندان معتقدند که وقتی یک مگس تلویزیون تماشا میکند (!) مغزش برای در کنار هم چیدن تصویری که روی صفحه میبیند آنقدر سریع کار میکند که در واقع میتوند فاصله های تاریک بین تصاویر را نیز درک کند.
تلویزیون در هر ثانیه ۲۵ تصویر ساکن را نمایش میدهد و به علت اینکه مغر ما (انسانها) کند کار میکند ! ما این تصاویر را به هم پیوسته میبینیم اما مگس نه .
۵) صدفها در هنگامی که مد است هر چهار دقیقه یکبار صدف خود را باز میکنند!
۶) پشه های میوه هر روز با دمیدن سپیده به حرکت در می آیند تا اولین پرواز روزانه شان را انجام دهند . حتی اگر آنها را تا ۱۵ نسل قبلتر در تاریکی نگه داشته باشید و هرگز نور خورشید را ندیده باشند.
۷) اگر یک روز در یک محل سر سبز ، سر ساعت مشخص یک شیشه مربا را بیرون از خانه قرار دهید . زنبورهای عسل روزهای دیگر نیز سر همان ساعت مقرر به هوای مربا به آنجا می آیند . اما ای دل غافل !
۸) گل گوش گربه ای خال خالی هر صبح و سر ساعت خاص باز میشود .
۹) گل ، ساعت موقع ظهر باز میشود .
۱۰) گل پامچال عصر ها در ساعت مشخص باز میشود .
شاید مشتاق شدین سر در بیارین که این ساعت ها چه جوری کار میکنن . دانشمندان خود در مورد طرز کار آنها چندان مطمئن نیستند . ولی شاید دلیل آن یک جور خاموش و روشن شدن ژنتیکی باشد که با گذشت زمان فعال میشود .